آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

      تن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / tan /

      body, build, physique, flesh, figure, frame, torso, trunk, physio-, somat-

      body

      build

      physique

      flesh

      figure

      frame

      torso

      trunk

      physio-

      somat-

      بدن
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      تن آدمی شریف است به جان آدمیت.

      The human body is valued because of the human soul.

      تن بی‌سر او را به تهران فرستادند.

      They sent his decapitated body to Tehran.

      اسم
      فونتیک فارسی / ton /

      tonne, ton, metric ton

      tonne

      ton

      metric ton

      واحد وزن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      دو تن برنج به آدرس شرکت فرستاده شد.

      Two tons of rice were consigned to the company's address.

      بیش از ده میلیون تن خاک معدنی از آن حفره خارج شد.

      Over ten million tons of ore were excavated from that pocket.

      اسم
      فونتیک فارسی / ton /

      موسیقی tone

      tone

      چگونگی صدا از لحاظ زیروبمی
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      تن بم صدای او برای روایت فیلم‌های مستند عالی بود.

      The base tone of his voice was perfect for narrating documentaries.

      تن را دوست نداشتم، بنابراین ارتعاش سیم را تغییر دادم.

      I didn't like the tone, so I stopped the string.

      اسم
      فونتیک فارسی / tan /

      person, one

      person

      one

      واحد شمارش انسان
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      او تنها یک تن بود که برای عدالت ایستاد.

      She was the only one who stood up for justice.

      در اتاق یک تن هم نیست.

      There is not one person in the room.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -tan /

      a combining form (meaning: body, bodied, -som)

      a combining form

      بدن
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      نرم‌تن

      mollusc

      رویین‌تن

      impregnable

      اسم
      فونتیک فارسی / ton /

      جانورشناسی tuna (fish)

      tuna

      نوعی ماهی
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      درحالی‌که سعی می‌کردم ماهی تن بزرگی را بگیرم، قلاب ماهیگیری‌ام را در آب عمیق انداختم.

      I dropped my gaff into the deep water while trying to catch a big tuna.

      ماهی تن می‌تواند تا دو متر رشد کند.

      Tuna can grow up to two meters in length.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بدن پیکر تنه جثه جسم کالبد هیکل
      متضاد:
      جان
      مترادف:
      سه خروار هزارکیلو

      ارجاع به لغت تن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تن

      لغات نزدیک تن

      • - تمیزدادنی
      • - تمیزی
      • - تن
      • - تن آرایی کردن
      • - تن آزادی روح
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.