آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۳ تیر ۱۴۰۴

      تند به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت قید
      فونتیک فارسی / tond /

      quick, rapid, express, fast, sharp, presto, prompt, rapid-fire, agile, apace, round, swift, posthaste, spanking, brisk, gusty, expeditious, speedy, fleet

      quick

      rapid

      express

      fast

      sharp

      presto

      prompt

      rapid-fire

      agile

      apace

      round

      swift

      posthaste

      spanking

      brisk

      gusty

      expeditious

      speedy

      fleet

      سریع

      او قبل‌از رفتن دوش تندی گرفت.

      He took a quick shower before heading out.

      رشد تند فناوری زندگی ما را تغییر داده است.

      The rapid growth of technology has changed our lives.

      صفت
      فونتیک فارسی / tond /

      sharp, keen, cutting

      sharp

      keen

      cutting

      تیز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      چاقو خیلی تند است و می‌تواند تقریباً هر چیزی را برش دهد.

      The knife is very sharp and can cut through almost anything.

      چاقو لبه‌ی تندی داشت و به‌راحتی سبزیجات را برش می‌داد.

      The knife had a keen edge, making it easy to slice through the vegetables.

      صفت
      فونتیک فارسی / tond /

      spicy, hot, pungent, poignant, piquant, peppery, gingery

      spicy

      hot

      pungent

      poignant

      piquant

      peppery

      gingery

      مزه‌ی آتشین

      من عاشق غذای تند هستم، به‌خصوص کاری تایلندی.

      I love spicy food, especially Thai curry.

      من عاشق اضافه کردن چند فلفل تند به سس پاستا هستم.

      I love adding a few hot peppers to my pasta sauce.

      صفت
      فونتیک فارسی / tond /

      quick-tempered, hot-tempered, testy, rough, edgy, irascible, vehement

      quick-tempered

      hot-tempered

      testy

      rough

      edgy

      irascible

      vehement

      عصبانی

      مدیر تند اغلب محیط کاری پراسترس ایجاد می‌کرد.

      The quick-tempered manager often created a stressful work environment.

      مربی تند اغلب با داوران بحث می‌کرد.

      The hot-tempered coach often argued with the referees.

      صفت
      فونتیک فارسی / tond /

      scathing, strong, rough, loud, caustic, racy, dark, abrupt

      scathing

      strong

      rough

      loud

      caustic

      racy

      dark

      abrupt

      شدید، پرمایه

      مایع تمیزکننده‌ی تند به‌سرعت چربی را حل کرد.

      The caustic cleaner quickly dissolved the grease.

      او همیشه وقتی نیاز به تمرکز دارد، چای تند دم می‌کند.

      She always brews a dark tea when she needs to concentrate.

      صفت
      فونتیک فارسی / tond /

      hairpin, acute, steep, sharp, abrupt

      hairpin

      acute

      steep

      sharp

      abrupt

      زاویه‌ی حاده

      جاده در نزدیکی قله پیچ تندی داشت.

      The road took a hairpin turn near the summit.

      جاده پیچ تندی به‌سمت چپ داشت.

      The road took a sharp turn to the left.

      قید
      فونتیک فارسی / tond /

      fast, quickly, speedily, rapidly, swiftly

      fast

      quickly

      speedily

      rapidly

      swiftly

      سریعاً

      نبض او تند می‌زند.

      Her pulse beats fast.

      او تند متوجه اشتباهش شد و عذرخواهی کرد.

      He quickly realized his mistake and apologized.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تند

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      قید
      متضاد:
      کند بطی‌ء آهسته
      مترادف:
      برق‌آسا سریع شتابان
      متضاد:
      باحرارت داغ

      سوال‌های رایج تند

      تند به انگلیسی چی می‌شه؟ (در معنای سریع)

      کلمه‌ی «تند» در زبان انگلیسی به Fast ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «تند» در معنای «سریع» به توصیف حرکت، عمل یا فرآیندی اشاره دارد که با سرعت بالا انجام می‌شود. این صفت در زبان فارسی برای بیان سرعت زیاد در انجام کاری یا حرکت چیزی به کار می‌رود و معادل‌های متعددی در زبان انگلیسی دارد که بر اساس زمینه و شدت سرعت متفاوت است. «Fast» یکی از رایج‌ترین و عمومی‌ترین معادل‌های این کلمه در انگلیسی است.

      سرعت بالا یا «تند بودن» می‌تواند در زمینه‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد؛ از حرکت جسمی مانند دویدن یا رانندگی سریع گرفته تا انجام کارها با شتاب و بدون تأخیر. در دنیای امروزی که سرعت در انجام امور اهمیت فراوان دارد، مفهوم «تند» به عنوان نمادی از کارآمدی و به‌موقع بودن شناخته می‌شود. این ویژگی در بسیاری از حوزه‌ها مانند تکنولوژی، حمل و نقل، ورزش و ارتباطات نقشی حیاتی دارد.

      از نظر روانی و رفتاری، تند بودن در انجام فعالیت‌ها گاهی نشان‌دهنده انگیزه بالا، تصمیم‌گیری سریع و بهره‌وری بیشتر است. البته در برخی موارد نیز سرعت زیاد می‌تواند منجر به اشتباه یا بی‌دقتی شود، بنابراین تعادل بین سرعت و دقت اهمیت دارد. این نکته در مدیریت زمان و برنامه‌ریزی‌های شخصی و حرفه‌ای بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد.

      در زبان و ادبیات، «تند» به عنوان صفتی برای توصیف ویژگی‌های مختلف به کار می‌رود و می‌تواند بار معنایی متنوعی داشته باشد. برای مثال، می‌توان گفت «حرکت تند باد» یا «پاسخ تند و سریع»، که در هر دو مورد مفهوم سرعت بالا منتقل می‌شود، اما بسته به متن و زمینه، تأکید متفاوتی دارد. در انگلیسی نیز، بسته به کاربرد، واژگانی مانند quick, rapid, swift و brisk به کار می‌روند.

      مفهوم «تند» یا سرعت بالا، عنصری کلیدی در زندگی مدرن است که تأثیر زیادی بر کارایی، کیفیت زندگی و ارتباطات دارد. درک درست و استفاده مناسب از این واژه در موقعیت‌های مختلف، به بهبود بیان و انتقال مفاهیم کمک می‌کند و نشان‌دهنده درک دقیق‌تر از ویژگی‌های زمان و حرکت در دنیای پیرامون ماست.

      تند به انگلیسی چی می‌شه؟ (در معنای مزه‌ی آتشین)

      کلمه‌ی «تند» در معنای طعم و مزه، در زبان انگلیسی به Spicy ترجمه می‌شود.

      طعم «تند» یا «spicy» یکی از شناخته‌شده‌ترین و متمایزترین مزه‌ها در فرهنگ‌های غذایی سراسر جهان است. این مزه معمولاً ناشی از ترکیباتی مانند کپسایسین (در فلفل‌ها)، پیپرین (در فلفل سیاه)، یا دیگر ترکیبات شیمیایی تندکننده در ادویه‌ها است. مزه‌ی تند، برخلاف دیگر مزه‌ها مثل شیرینی یا شوری، یک حس سوزش‌گونه و تحریک‌کننده در دهان و زبان ایجاد می‌کند که به‌ویژه در غذاهای مناطق گرمسیری بسیار محبوب است.

      در بسیاری از فرهنگ‌ها، غذاهای تند بخشی جدایی‌ناپذیر از سنت‌های غذایی هستند. برای مثال، غذاهای هندی، تایلندی، مکزیکی و کره‌ای به داشتن طعم‌های تند و پرادویه معروف‌اند. استفاده از ادویه‌های تند در این غذاها نه تنها به دلیل طعم‌دهی، بلکه به خاطر خواص ضدباکتریایی، نگهدارنده و حتی دارویی آن‌ها نیز صورت می‌گیرد. ادویه‌های تند می‌توانند باعث تحریک ترشح بزاق و گوارش بهتر شوند، که از دیدگاه تغذیه‌ای مزیتی مهم محسوب می‌شود.

      مزه‌ی تند واکنش‌های متفاوتی در افراد مختلف ایجاد می‌کند. برخی آن را لذت‌بخش و نشاط‌آور می‌دانند، در حالی که دیگران ممکن است آن را بیش از حد قوی یا آزاردهنده بیابند. این تفاوت در برداشت به میزان حساسیت گیرنده‌های عصبی در دهان و سطح آستانه تحمل فرد نسبت به مواد تند بستگی دارد. با این حال، تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف کنترل‌شده غذاهای تند می‌تواند به افزایش سوخت‌وساز بدن، بهبود گردش خون و حتی افزایش ترشح اندورفین (هورمون شادی) کمک کند.

      از منظر آشپزی، مهارت در استفاده از مزه‌ی تند به‌ویژه در ترکیب آن با سایر طعم‌ها مانند شیرینی، ترشی یا شوری، به ایجاد تعادل در غذا کمک می‌کند. سرآشپزهای حرفه‌ای با استفاده از ادویه‌های تند به غذا عمق و شخصیت می‌دهند، بدون آن‌که طعم تند بر دیگر مزه‌ها غلبه کند. همچنین، تند بودن می‌تواند به تقویت حس چشایی کمک کرده و اشتها را افزایش دهد.

      «تند» در مفهوم طعم، نه‌تنها یک مزه است بلکه تجربه‌ای حسی و فرهنگی محسوب می‌شود. این طعم بخشی از هویت غذایی بسیاری از جوامع است و نقش آن در سلامت، آشپزی و فرهنگ غذایی جهانی بسیار پررنگ است. استفاده هوشمندانه از مزه‌ی تند می‌تواند غذا را به تجربه‌ای لذت‌بخش و به‌یادماندنی تبدیل کند.

      ارجاع به لغت تند

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تند» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تند

      لغات نزدیک تند

      • - تنخواه‌دار
      • - تنخواه‌گردان
      • - تند
      • - تند آموز
      • - تند بو
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.