to chew, to gnaw, to munch, to masticate, to grind
to chew
to gnaw
to munch
to masticate
to grind
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او گوشت سفت را با سختی خایید.
He chewed the tough meat with difficulty.
سگ با اشتیاق شروع به خاییدن استخوان کرد.
The dog began to gnaw the bone eagerly.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
شکل درست این واژه خاییدن است. «خاییدن» مصدری در زبان فارسی بهمعنای جویدن با فشار و ساییدن چیزی با دندان است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خاییدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خاییدن