assured, self-assured, sovereign
assured
self-assured
sovereign
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او پاسخ خوداستواری به سوال سخت داد.
He gave an assured answer to the difficult question.
او با لبخندی خوداستوار وارد اتاق شد.
She walked into the room with a self-assured smile.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خوداستوار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خوداستوار