آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

خیساندن به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

فعل متعدی
فونتیک فارسی / khisaandan /

to soak, to steep, to drench, to marinate

to soak

to steep

to drench

to marinate

تر کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

من دوست دارم مرغ را در مخلوطی از روغن‌زیتون و آب‌لیمو بخیسانم.

I like to marinate chicken in a mixture of olive oil and lemon juice.

او روی گیاهان را نپوشانده بود، بنابراین طوفان آن‌ها را خیساند.

She forgot to cover the plants, so the storm drenched them.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد خیساندن

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:
خشکاندن خشکانیدن

ارجاع به لغت خیساندن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «خیساندن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیساندن

لغات نزدیک خیساندن

پیشنهاد بهبود معانی