آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

دادگر به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / daadgar /

ادبی just, righteous, fair-minded, dispenser of justice

just

righteous

fair-minded

dispenser of justice

عادل، منصف

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

یک فرمانروای دادگر همیشه به نیازهای مردمش توجه می‌کند.

A just ruler always considers the needs of his people.

قاضی دادگر عدالت را به‌درستی اجرا کرد.

The righteous judge ensured justice was served fairly.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد دادگر

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
حق‌ستان دادرس دادگستر دادور عادل منصف
متضاد:
مترادف:
باریتعالی

ارجاع به لغت دادگر

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «دادگر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دادگر

لغات نزدیک دادگر

پیشنهاد بهبود معانی