آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳

      شدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فونتیک فارسی / shadn /

      to become, to get, to grow, to happen, to go, to come

      to become

      to get

      to grow

      to happen

      to go

      to come

      (فعل کمکی) به شکل یا حالتی درآمدن
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      او پس‌از اتمام تحصیلاتش، پزشک خواهد شد.

      She will become a doctor after she finishes her studies.

      آن‌ها در نواختن پیانو بهتر شده‌اند.

      They have gotten better at playing the piano.

      فونتیک فارسی / shodan /

      to take place, to happen, to appear, to loom, to come into view

      to take place

      to happen

      to appear

      to loom

      to come into view

      (فعل کمکی) رخ دادن، پدید آمدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      جلسه هفته‌ی آینده برگزار خواهد شد.

      The meeting will take place next week.

      این رویداد در سالن اصلی برگزار خواهد شد.

      The event will appear in the main hall.

      فونتیک فارسی / shodan /

      عامیانه to suit, to fit

      to suit

      to fit

      (فعل کمکی) مناسب بودن

      این لباس به او کاملاً می‌شد.

      The dress suit her perfectly.

      سیاست جدید به‌خوبی با ارزش‌های شرکت ما می‌شود.

      The new policy fits well with our company's values.

      فونتیک فارسی / shodan /

      عامیانه to be possible, to be feasible

      to be possible

      to be feasible

      (فعل کمکی) امکان داشتن

      با منابع مناسب، می‌شود بتوانیم به اهداف خود برسیم.

      With the right resources, it could be possible to achieve our goals.

      آن‌ها معتقدند که می‌شود هزینه‌ها را به‌طور قابل توجهی کاهش دهند.

      They believe it will be feasible to reduce costs significantly.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -shodan /

      a combining form or auxiliary verb (meaning: become, be, get)

      a combining form or auxiliary verb

      انجام شدن کاری

      (در مورد اسباب و ماشین‌آلات) خراب شدن

      to go blooey

      جنب شدن

      to have a wet dream

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد شدن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      صیرورت گردیدن گشتن
      متضاد:
      اتیان رسیدن فرارسیدن
      مترادف:
      رفتن روان شدن عازم شدن
      مترادف:
      گذشتن منقضی شدن

      ارجاع به لغت شدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شدن

      لغات نزدیک شدن

      • - شدت یافتن
      • - شدگان
      • - شدن
      • - شدنش
      • - شدنی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch hooray چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.