آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      شکنجه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / shekanje /

      torture, rack, torment, torturing

      torture

      rack

      torment

      torturing

      آزار
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      عدالت قرون وسطایی بر پایه‌ی نظام شکنجه و جریمه استوار بود.

      Medieval justice reposed on the system of torture and fines.

      شکنجه برایم نفرت‌انگیز است.

      Torture is abhorrent to me.

      اسم
      فونتیک فارسی / shekanje /

      suffering, excruciation, persecution, agony, tribulation

      suffering

      excruciation

      persecution

      agony

      tribulation

      موجب آزار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      شکنجه‌ی ناشی از آسیبش، شب‌ها او را بیدار نگه می‌داشت.

      The excruciation of his injury kept him awake at night.

      شکنجه‌ی آن‌ها ناشی از باورها و اعمال مذهبی‌شان بود.

      Their persecution stemmed from their religious beliefs and practices.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد شکنجه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آزار اذیت ایذاء تعذی تعذیب زجر سیاست ضرب عذاب

      سوال‌های رایج شکنجه

      شکنجه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «شکنجه» در زبان انگلیسی معادل Torture است و به هرگونه رفتار یا اقدامی گفته می‌شود که به قصد ایجاد درد جسمی یا رنج روانی شدید بر فردی تحمیل شود. شکنجه معمولاً توسط فرد یا نهادی با قدرت، مانند مأموران حکومتی، در شرایطی خاص اعمال می‌شود و در بسیاری از قوانین بین‌المللی، از جمله کنوانسیون سازمان ملل، به عنوان عملی غیرقانونی، غیراخلاقی و محکوم‌شده شناخته می‌شود.

      در طول تاریخ، شکنجه ابزاری برای گرفتن اطلاعات، اعتراف گرفتن، مجازات یا حتی ارعاب و کنترل افراد و گروه‌ها بوده است. از رم باستان و قرون وسطی گرفته تا دوران معاصر، انسان‌ها از ابزارهای مختلفی برای تحمیل درد و ترس استفاده کرده‌اند؛ از وسایل فیزیکی خشن گرفته تا تکنیک‌های روانی و بی‌صدا. با وجود پیشرفت‌های بشری در زمینه حقوق بشر، شکنجه هنوز در برخی نقاط جهان متأسفانه ادامه دارد.

      از نظر روانشناسی و اجتماعی، شکنجه نه‌تنها به بدن، بلکه به روح و هویت فرد آسیب می‌زند. کسانی که مورد شکنجه قرار گرفته‌اند، اغلب دچار اختلالات روانی مانند PTSD (اختلال استرس پس از سانحه)، افسردگی، اضطراب شدید و قطع ارتباط با دنیای اطراف می‌شوند. آثار شکنجه گاهی تا پایان عمر با فرد باقی می‌ماند و حتی بر نسل‌های بعد نیز تأثیر می‌گذارد.

      در فرهنگ‌ها و ادبیات، شکنجه نمادی از ظلم، سرکوب، و تاریکی است. در رمان‌ها، فیلم‌ها و نمایش‌نامه‌ها، صحنه‌های شکنجه غالباً برای نمایش بی‌رحمی نظام‌ها، تراژدی انسان‌ها، یا نمایش قدرت و مقاومت قربانیان استفاده می‌شود. همچنین در برخی آثار فلسفی و سیاسی، شکنجه به عنوان خط قرمز اخلاقی بشر مطرح می‌شود که عبور از آن به معنای فروپاشی ارزش‌های انسانی است.

      ارجاع به لغت شکنجه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «شکنجه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شکنجه

      لغات نزدیک شکنجه

      • - شکنج دار کردن
      • - شکنج زلف
      • - شکنجه
      • - شکنجه دادن
      • - شکنجه دایم
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.