آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۴

    اذیت به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / aziyyat /

    annoyance, harassment, bother, irritation, teasing, vexation, persecution, wind up, harm, bothering, devilment, ill treatment

    annoyance

    harassment

    bother

    irritation

    teasing

    vexation

    persecution

    wind up

    harm

    bothering

    devilment

    ill treatment

    آزار، رنج

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    او سعی کرد اذیت رئیس غرغرویش را نادیده بگیرد.

    She tried to ignore the bothering of her nagging boss.

    اذیت بچه‌ها نشانه‌ی آشکار نیاز آن‌ها به توجه بود.

    The children's bothering was a clear sign that they needed some attention.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد اذیت

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    آزار آزردن ایذاء ایذاء تاذی تصدیع تعب تعذیب جفا رنج رنجه زجر زحمت ستوهی شکنجه عذاب عنا محنت مزاحمت

    سوال‌های رایج اذیت

    اذیت به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «اذیت» در زبان انگلیسی معمولاً به annoyance، bother, یا harassment ترجمه می‌شود، بسته به زمینه‌ای که در آن به کار می‌رود.

    «اذیت» به معنی وارد کردن ناراحتی، مزاحمت یا رنج به کسی است؛ حالتی که در آن فرد، چه از لحاظ روانی و چه جسمی، دچار ناخوشی، بی‌قراری یا آزار می‌شود. این کلمه در فارسی دامنه‌ی وسیعی از رفتارها و موقعیت‌ها را در بر می‌گیرد؛ از اذیت‌های ساده‌ی کودکانه مثل شوخی‌های آزاردهنده گرفته تا اذیت‌های جدی و ناپسند مثل زورگویی، تحقیر، یا آزارهای کلامی و فیزیکی.

    در سطحی سبک‌تر، اذیت ممکن است ناشی از رفتارهای ناخوشایند اما عمدتاً بی‌ضرر باشد؛ مثلاً وقتی کسی مکرراً حرف کسی را قطع می‌کند، یا صدایی ناخوشایند تولید می‌شود که تمرکز فرد را به هم می‌زند. در این حالت‌ها، احساس خستگی، عصبانیت یا دلخوری ایجاد می‌شود. اما در سطحی جدی‌تر، اذیت می‌تواند منجر به آسیب‌های روانی یا جسمی شود، مانند آزار و اذیت در مدرسه، محل کار یا روابط خانوادگی.

    در فرهنگ و اجتماع، «اذیت کردن» رفتاری منفی و ناپسند تلقی می‌شود و آموزش کنترل آن در کودکان و نوجوانان از اهمیت بالایی برخوردار است. والدین، معلمان و جامعه مسئول‌اند که به کودکان بیاموزند چگونه احساسات خود را به شیوه‌ای سالم بروز دهند و مرزهای دیگران را رعایت کنند. همچنین، آگاهی‌بخشی درباره‌ی اشکال مختلف اذیت (به‌ویژه آزارهای جنسی، روانی یا کلامی) نقش مهمی در پیشگیری و مقابله با آن دارد.

    «اذیت» کلمه‌ای است که هم در زبان محاوره و هم در متون رسمی و ادبیات کاربرد گسترده دارد. فهم دقیق این واژه نه‌تنها به درک بهتر تعاملات اجتماعی کمک می‌کند، بلکه به ما امکان می‌دهد در موقعیت‌های مختلف از خود یا دیگران در برابر رفتارهای آزاردهنده دفاع کنیم.

    ارجاع به لغت اذیت

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «اذیت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اذیت

    لغات نزدیک اذیت

    • - اذن دخول
    • - اذهان
    • - اذیت
    • - اذیت کردن
    • - اذیت کن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.