آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۹ خرداد ۱۴۰۴

      لوس به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / loos /

      spoiled, babyish, pampered, mollycoddled, slap-happy, overindulged, silly, cutesy, self-indulgent, spoiled rotten, dandled

      spoiled

      babyish

      pampered

      mollycoddled

      slap-happy

      overindulged

      silly

      cutesy

      self-indulgent

      spoiled rotten

      dandled

      ننر

      تعریف زیادی بچه را لوس می‌کند.

      Excessive praise spoils the child.

      شوهرش را آن‌قدر لوس کرد که در کار منزل اصلاً کمک نمی‌کرد.

      She indulged her husband until he would not lift a finger around the house.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      بچه‌های خود را خیلی لوس نکنید.

      Don't indulge your children too much.

      لوس نشو!

      don't be silly!

      عامیانه cutesie, cutesy, slap-happy, naff

      cutesie

      cutesy

      slap-happy

      naff

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد لوس

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بی‌مزه خنک یخ
      مترادف:
      بچه‌ننه ننر

      سوال‌های رایج لوس

      لوس به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «لوس» در زبان انگلیسی به spoiled ترجمه می‌شود.

      این واژه معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که به دلیل دریافت بیش از حد محبت، توجه یا امکانات، به نوعی خودمحور، بی‌انضباط یا ناسازگار شده‌اند و خواسته‌هایشان همیشه برآورده می‌شود.

      شخص «لوس» کسی است که معمولاً در مقابل سختی‌ها یا محدودیت‌ها تاب‌آوری کمی دارد و به دلیل عادت به راحتی و برآورده شدن همه نیازهایش بدون زحمت، ممکن است رفتاری ناپخته یا خودخواهانه نشان دهد. این صفت بیشتر در مورد کودکان به کار می‌رود، اما در بزرگسالان هم دیده می‌شود که به خاطر تربیت نامناسب یا محیط خانوادگی خاص، تمایلات و رفتارهای لوس بودن را حفظ کرده‌اند.

      در روانشناسی و جامعه‌شناسی، تربیت لوس شده معمولاً به نتیجه‌ی بیش‌ازحد مراقبت والدین، نبودن قوانین یا حدود مشخص در خانواده و پرورش نادرست شخصیت نسبت داده می‌شود. چنین فردی ممکن است در موقعیت‌های اجتماعی یا کاری دچار مشکل شود چون نمی‌تواند با چالش‌ها و مشکلات به‌درستی مواجه شود یا تحمل فشارهای زندگی را نداشته باشد.

      با این حال، «لوس بودن» همیشه به معنای منفی نیست؛ گاهی در روابط صمیمی و عاشقانه، لوس بودن می‌تواند به شکل ابراز محبت و نزدیکی نشان داده شود که در این حالت بیشتر جنبه‌ی بازیگوشی و بی‌ریایی دارد.

      مفهوم «لوس» در فرهنگ‌ها و شرایط مختلف ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد و باید با دقت به زمینه‌ی کاربرد آن نگاه کرد.

      ارجاع به لغت لوس

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «لوس» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/لوس

      لغات نزدیک لوس

      • - لوژ
      • - لوژ سواری کردن
      • - لوس
      • - لوس آنجلس
      • - لوس‌بازی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.