آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

مبیع به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / 'mobi /

قدیمی object of sale, sold item, the thing sold

object of sale

sold item

the thing sold

آنچه در معرض فروش قرار گرفته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

مبیع عتیقه‌ای نایاب بود.

The sold item was a rare antique.

از فروختن آن مبیع باارزش پشیمان شدم.

I regretted selling that valuable sold item.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد مبیع

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
خریدوفروش بیع‌وشرا معامله دادوستد

ارجاع به لغت مبیع

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «مبیع» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مبیع

لغات نزدیک مبیع

پیشنهاد بهبود معانی