fascinated, charmed, enchanted, enticed, seduced, befuddled, inveigled, rapt, allured
fascinated
charmed
enchanted
enticed
seduced
befuddled
inveigled
rapt
allured
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کودکان از نمایش جادویی مفتون بودند.
The children were fascinated with the magic show.
او در سکوتی مفتون نشسته بود و به موسیقی گوش میداد.
She sat in a rapt silence, listening to the music.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مفتون» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مفتون