to show, to reveal
to show
to reveal
رفتارش در یک موقعیت دشوار، شجاعت زیادی را نمود.
His actions showed great courage in a difficult situation.
نامههای قدیمی جزئیاتی از تاریخچهی خانوادهی آنها را نمودند.
The old letters revealed details about their family history.
to appear, to seem, to indicate
to appear
to seem
to indicate
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
با شنیدن خبر خوب، لبخندی کمرنگ بر چهرهاش نمود.
A faint smile appeared on her face when she heard the good news.
این راهحل در نگاه نخست ساده مینمود.
he solution seemed simple at first glance.
an auxiliary verb (means: show, do)
an auxiliary verb
اعلام نمودن
to proclaim
توجه نمودن
to pay attention
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نمودن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نمودن