آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۴

      پخته به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / pokhte /

      cooked, baked, done, poached, grilled

      cooked

      baked

      done

      poached

      grilled

      آماده‌ی خوردن
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      غذای پخته

      cooked food

      گوشتت را چه‌طوری دوست داری؟ خیلی پخته یا نیم‌پز؟

      How would you like your meat? Well-done or medium?

      صفت
      فونتیک فارسی / pokhte /

      مجازی experienced, sophisticated, mature, versed, proficient, seasoned, accomplished

      experienced

      sophisticated

      mature

      versed

      proficient

      seasoned

      accomplished

      مجرب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      او معلمی پخته است که می‌داند چگونه دانش‌آموزان خود را مشغول کند.

      She is an experienced teacher who knows how to engage her students.

      درک پخته‌ی او از موضوع، تمام کلاس را تحت‌تأثیر قرار داد.

      His sophisticated understanding of the topic impressed the entire class.

      صفت
      فونتیک فارسی / pokhte /

      ripe, ripened

      ripe

      ripened

      رسیده

      میوه پخته و آماده‌ی برداشت است.

      The fruit is ripe and ready to be picked.

      او گوجه‌فرنگی‌های پخته را برای سالادش ترجیح می‌داد.

      He preferred the ripened tomatoes for his salad.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد پخته

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      مطبوخ
      متضاد:
      خام
      مترادف:
      آزموده حاذق کارآمد مجرب مدبر
      مترادف:
      آماده تمام رسا کامل
      مترادف:
      رسیده منضوج

      سوال‌های رایج پخته

      پخته به انگلیسی چی می‌شه؟

      معادل انگلیسی کلمه‌ی «پخته» بسته به زمینه جمله می‌تواند متفاوت باشد. در معنای اصلی و رایج که درباره‌ی غذا به کار می‌رود، معادل آن cooked است. اما در کاربردهای مجازی و استعاری، مثل اشاره به یک فرد باتجربه یا عاقل، واژه‌هایی مثل mature یا wise به کار می‌روند.

      وقتی می‌گوییم غذایی پخته است، منظور این است که به طور کامل از حالت خام خارج شده و آماده‌ی خوردن است. فرآیند پختن معمولاً شامل استفاده از گرما از طریق جوشاندن، سرخ کردن، بخار دادن یا پختن در فر است. در جمله‌ی «این برنج خوب پخته نشده»، منظور این است که مراحل گرمایی لازم برای رسیدن به حالت مطلوب کامل نبوده‌اند. در انگلیسی این جمله ترجمه می‌شود به: "This rice isn't well cooked."

      اما وقتی درباره‌ی آدمی می‌گوییم «پخته»، منظورمان فردی باتجربه، سنجیده و دارای فکر عمیق است. چنین فردی معمولاً در اثر تجربه‌های زندگی، آزمون و خطا، و گذر زمان، به درک بهتر و رفتارهای عاقلانه‌تری دست یافته است. مثلاً در جمله‌ی «او برخلاف سنش خیلی پخته است»، منظور این است که شخصیتش از سنش جلوتر است. ترجمه‌ی این جمله می‌تواند باشد: "He is very mature for his age."

      در برخی مواقع هم واژه‌ی «wise» به‌معنای خردمند یا حکیمانه استفاده می‌شود، مخصوصاً اگر فرد نه فقط پخته، بلکه دارای قضاوتی دقیق و عمیق باشد.

      ارجاع به لغت پخته

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پخته» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پخته

      لغات نزدیک پخته

      • - پختن ماهی روی تخته
      • - پختنی
      • - پخته
      • - پخته روی کباب پز
      • - پخته شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.