آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۴

      کوتاه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / kootaah /

      short, dwarf, low, chunky, close cropped, scanty, scrubby, squat, stubby, undersized, stumpy, little, sawed-off, runty, shorty, shortie, knee-high, dwarfish, runtish

      short

      dwarf

      low

      chunky

      close cropped

      scanty

      scrubby

      squat

      stubby

      undersized

      stumpy

      little

      sawed-off

      runty

      shorty

      shortie

      knee-high

      dwarfish

      runtish

      قصیر و کم‌طول

      «عمر بشر ناخوشایند، حیوانی و کوتاه است.»

      "Man's life is nasty, brutish and short."

      سرباز موی خیلی کوتاه و چشمان آبی داشت.

      The soldier had closely cropped hair and blue eyes.

      صفت
      فونتیک فارسی / kootaah /

      short-haul, short (time), brief, instant, jiffy, trice, twinkling of a eye

      short-haul

      short

      brief

      instant

      jiffy

      trice

      twinkling of a eye

      زودگذر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      او خنده‌ای کوتاه و طعنه‌آمیز کرد.

      He gave a brief, sardonic laugh.

      جنگ میهن‌دوستی را برانگیخت؛ ولی فقط برای مدتی کوتاه.

      The war gave a fillip to patriotism, but for a short time only.

      صفت
      فونتیک فارسی / kootaah /

      to the point, brief, summary, short-winded, abbreviated, abridged, summarized, thumbnail, condensed, synoptic

      to the point

      brief

      summary

      short-winded

      abbreviated

      abridged

      summarized

      thumbnail

      condensed

      synoptic

      خلاصه

      سپاس‌نامه‌ی صفحه‌ی اول کتاب کوتاه و زیبا بود.

      The inscription on the first page of the book was brief and beautiful.

      این نشست کوتاه زودتر از حد انتظار به پایان رسید.

      The short-winded meeting ended earlier than expected.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kootaah /

      a combining form (meaning: short, insufficient)

      a combining form

      کم‌تر از حد معمول

      کوتاه‌قد

      little

      کوتاه‌عمر

      short-lived

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کوتاه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      خلاصه قاصر قصیر قصیره مجمل محدود مختصر ملخص موجز
      متضاد:
      دراز
      مترادف:
      کوتاه‌قد کوتوله

      سوال‌های رایج کوتاه

      کوتاه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کوتاه» در انگلیسی short ترجمه می‌شود.

      کوتاه به ویژگی‌ای اطلاق می‌شود که به معنای طول کم یا مدت زمان اندک باشد. این واژه در زمینه‌های مختلف کاربرد دارد و می‌تواند به اشیاء، زمان، یا حتی ویژگی‌های انسانی اشاره کند. به‌عنوان مثال، وقتی می‌گوییم یک فرد قد کوتاهی دارد، به این معناست که قد او نسبت به سایر افراد یا استانداردهای موجود کم است. همچنین، واژه کوتاه می‌تواند در زمینه زمان نیز استفاده شود، مثلاً زمانی که می‌گوییم «مدت زمان کوتاهی صرف شد»، به معنای آن است که فعالیت یا رخداد مورد نظر در مدت زمان کمی انجام شده است.

      در زبان فارسی، واژه‌ی «کوتاه» ممکن است به معنای خلاصه و مختصر نیز به کار رود. برای مثال، وقتی از کسی خواسته می‌شود که گزارشی «کوتاه» بدهد، منظور این است که گزارش باید با کمترین جزئیات و در کمترین زمان ممکن ارائه شود.

      کوتاه بودن در فرهنگ‌های مختلف و در زمینه‌های مختلف معانی متفاوتی دارد. در حوزه‌ی مد، عبارت «کوتاه» به لباس‌ها، شلوارها یا موهایی اطلاق می‌شود که طول کمی دارند. برای مثال، «شلوار کوتاه» به شلواری گفته می‌شود که تا مچ پا یا بالاتر از آن است.

      در علوم و هنرها نیز، گاهی واژه‌ی کوتاه به سرعت یا مختصر بودن در انجام عمل یا نمایش اشاره دارد. به‌عنوان مثال، در ادبیات و نویسندگی، «داستان کوتاه» به آثار داستانی اطلاق می‌شود که معمولاً طول کمتری نسبت به رمان دارند و به طور مختصر یک موضوع یا داستان خاص را روایت می‌کنند.

      ارجاع به لغت کوتاه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کوتاه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کوتاه

      لغات نزدیک کوتاه

      • - کوت کردن
      • - کوتال
      • - کوتاه
      • - کوتاه آمدن
      • - کوتاه پرواز
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.