foreigner, alien, stranger, outsider
foreigner
alien
stranger
outsider
این سند به نفع فرد اجنبی ترجمه شد.
The document was translated for the foreigner's benefit.
لهجهی آن اجنبی برای همه ناآشنا بود.
The stranger's accent was unfamiliar to everyone.
alien, foreign, outlandish, xeno-
alien
foreign
outlandish
xeno-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
جنگاوران آزادیخواه کشور را از اشغال اجنبی آزاد کردند.
Freedom fighters liberated the country from foreign occupation.
(انجیل) در میان شما خدایان اجنبی راه نخواهند داشت.
There shall be no strange gods among you.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اجنبی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اجنبی