آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۸ آبان ۱۴۰۴

      غریب به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / gharib /

      stranger, wonderful, fantastic, unusual, marvelous, remarkable, whimsical, anomalous, uncommon

      stranger

      wonderful

      fantastic

      unusual

      marvelous

      remarkable

      whimsical

      anomalous

      uncommon

      عجیب

      او استعداد غریب و نادری در نقاشی دارد.

      She has an uncommon talent for painting.

      رفتار عجیب‌وغریب او پس‌از مرگ پسرش کاملاً قابل‌ توجیه است.

      His strange behavior after his son's death is completely accountable.

      صفت
      فونتیک فارسی / gharib /

      alien, foreign, strange, unknown, exotic

      alien

      foreign

      strange

      unknown

      exotic

      ناآشنا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      او دیدگاهی غریب نسبت به مشکلات عادی داشت.

      He had an alien perspective on the usual problems.

      در محیط غریب، او برای سازگاری تلاش می‌کرد.

      In the foreign environment, she struggled to fit in.

      اسم
      فونتیک فارسی / gharib /

      stranger, alien, foreigner, outsider, unknown person, out-of-towner

      stranger

      alien

      foreigner

      outsider

      unknown person

      out-of-towner

      آدم دور از وطن

      او غریبی نسبت به آداب و رسوم آن سرزمین بود.

      He was a stranger to the customs of the land.

      شهروندان با آغوش باز از غریب استقبال کردند.

      The town welcomed the foreigner with open arms.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد غریب

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بیگانه غریبه ناآشنا ناشناخته ناشناس
      متضاد:
      آشنا خویش
      مترادف:
      بیکس فقیر
      مترادف:
      نامحرم
      مترادف:
      اجنبی خارجی
      مترادف:
      بدیع حیرت‌انگیز شگفت شگفت‌آور عجیب غیرعادی
      مترادف:
      طرفه طریف نو
      مترادف:
      دورازوطن دورافتاده

      ارجاع به لغت غریب

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «غریب» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/غریب

      لغات نزدیک غریب

      • - غره
      • - غری
      • - غریب
      • - غریب‌گز
      • - غریب نواز
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.