more, many, lots
more
many
lots
او اکنون با کارایی افزون کار میکند.
She works more efficiently than before.
او ساعتهای افزونی فراتر از برنامهی معمول کار میکند.
He works many hours beyond the usual schedule.
a combining form (meaning: more, increasing)
a combining form
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
روزافزون
ever increasing
لحظهافزون
moment-by-moment increasing
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «افزون» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/افزون