آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴

      بابا به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / baabaa /

      papa, daddy, dad, father, poppa, pa

      papa

      daddy

      dad

      father

      poppa

      pa

      پدر

      نوار ویدئویی مصاحبه‌ی بابا را دوباره پخش کردم.

      I replayed the videotape of dad’s interview.

      باید تصمیم قطعی بگیریم که آیا می‌خواهیم از بابا طلب پول کنیم یا نه.

      We have to decide, once and for all, whether we want to ask dad for money.

      اسم
      فونتیک فارسی / baabaa /

      old man, johnny, geezer

      old man

      johnny

      geezer

      پیرمرد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      بچه‌های جوان آن بابا را مسخره کردند.

      The young kids made fun of the geezer.

      بابابزرگم باحال‌ترین بابایی‌ است که می‌شناسم.

      My grandpa is the coolest geezer I know.

      اسم
      فونتیک فارسی / baabaa /

      guy, dude, person, fellow

      guy

      dude

      person

      fellow

      یارو، شخص

      بابایی که کنارم در اتوبوس نشسته بود، موسیقی گوش می‌کرد.

      The guy sitting next to me on the bus was listening to loud music.

      این بابا اصلا اهمیت نمی‌دهد.

      This guy does not care.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج بابا

      بابا به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بابا» در زبان انگلیسی به dad یا father ترجمه می‌شود.

      بابا به معنای پدر است و یکی از نزدیک‌ترین و مهم‌ترین افراد در زندگی هر فرد به شمار می‌رود.

      این کلمه بار عاطفی بسیار قوی دارد و نشان‌دهنده رابطه‌ای پرمحبت، حمایتگر و گاهی نقش راهنما و الگو در خانواده است. پدر معمولاً مسئول تأمین نیازهای خانواده، حمایت عاطفی و آموزش فرزندان است و حضور او در رشد و شکل‌گیری شخصیت افراد بسیار تأثیرگذار است.

      در فرهنگ‌های مختلف، نقش بابا ممکن است کمی متفاوت باشد، اما به طور کلی پدر نماد قدرت، امنیت، محبت و مسئولیت‌پذیری است. ارتباط عاطفی با پدر می‌تواند بر اعتماد به نفس، مهارت‌های اجتماعی و سلامت روانی فرزندان تأثیر مثبتی داشته باشد.

      اصطلاح «بابا» اغلب در موقعیت‌های غیررسمی و دوستانه استفاده می‌شود و نشان‌دهنده نزدیکی و محبت خانوادگی است.

      پدر علاوه بر نقش خانوادگی، می‌تواند به عنوان یک حامی در جامعه و محیط‌های مختلف شناخته شود. رابطه بین پدر و فرزند، به ویژه زمانی که با محبت، درک و احترام متقابل همراه باشد، یکی از پایه‌های اصلی زندگی سالم و موفق است که تاثیرات آن تا بزرگسالی باقی می‌ماند.

      ارجاع به لغت بابا

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بابا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بابا

      لغات نزدیک بابا

      • - باب کننده
      • - باب من نیست
      • - بابا
      • - بابا آدم
      • - بابا بزرگ
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.