آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۳ مرداد ۱۴۰۴

      بی‌عقل به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / bi'aghl /

      foolish, unwise, insensate, brainless, mindless, booby, giddy, crazy, lunatic, nitwit, insane, unreasoning

      foolish

      unwise

      insensate

      brainless

      mindless

      booby

      giddy

      crazy

      lunatic

      nitwit

      insane

      unreasoning

      احمق، بی‌خرد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      مدیر بی‌عقل اظهار نظری کرد که کاملا نادرست بود.

      The brainless manager made a statement that was completely untrue.

      او راننده‌ی بی‌عقلی است و همیشه در ترافیک با سرعت رانندگی می‌کند.

      She's a crazy driver, always speeding through traffic.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بی‌عقل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      ابله خشک‌مغز خل سفیه کانا بی‌خرد کودن مجنون نادان نفهم
      متضاد:
      خردمند عاقل بخرد

      سوال‌های رایج بی‌عقل

      بی‌عقل به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بی‌عقل» در زبان انگلیسی به irrational یا foolish ترجمه می‌شود، که بسته به زمینه، معانی متفاوتی دارند. واژه‌ی irrational به معنای غیرمنطقی و فاقد عقلانیت است، در حالی که foolish بار معنایی قوی‌تری داشته و به نادانی یا کم‌فهمی اشاره دارد.

      بی‌عقل صفتی است که به فرد یا رفتاری نسبت داده می‌شود که فاقد خرد، منطق و تفکر درست است. این واژه معمولاً برای توصیف تصمیمات، اعمال یا رفتارهایی به کار می‌رود که برخلاف عقل سلیم و تجربه‌اند و ممکن است به نتایج منفی یا زیان‌آور منجر شود. فرد بی‌عقل ممکن است بدون بررسی دقیق شرایط، هیجانی یا ناپخته عمل کند و به تبعات کار خود توجه نکند.

      از منظر روان‌شناسی و فلسفه، عقل به عنوان توانایی تفکر منطقی، تحلیل واقعیت و تصمیم‌گیری آگاهانه شناخته می‌شود. فرد بی‌عقل، در این چارچوب، کسی است که از این توانایی‌ها محروم است یا به دلایل مختلف آن‌ها را به کار نمی‌گیرد. این وضعیت ممکن است ناشی از کم‌تجربگی، ناآگاهی، احساسات شدید یا حتی اختلالات ذهنی باشد. البته بی‌عقلی همیشه به معنای کامل نداشتن عقل نیست، بلکه گاهی به فقدان استفاده درست و مؤثر از آن اشاره دارد.

      در زبان و ادبیات فارسی، «بی‌عقل» واژه‌ای است که بار عاطفی و انتقادی قوی دارد و معمولاً برای انتقاد یا سرزنش به‌کار می‌رود. شخصیت‌های بی‌عقل در داستان‌ها و اشعار، نمادی از نادانی، کم‌فهمی یا شکست در بهره‌گیری از خرد هستند. این کاربرد ادبی کمک می‌کند تا مفاهیم مربوط به عقل و نادانی به شکل تأثیرگذاری بیان شود و مخاطب به تأمل در رفتارهای انسانی ترغیب گردد.

      «بی‌عقل» مفهومی است که به فقدان یا سوءاستفاده از خرد و منطق اشاره دارد و تأثیرات مهمی بر زندگی فردی و اجتماعی دارد. شناخت علل و شرایط بروز بی‌عقلی و تلاش برای تقویت عقلانیت، از اهمیت بالایی برخوردار است تا افراد بتوانند تصمیم‌های بهتر و معقول‌تری اتخاذ کنند و کیفیت زندگی خود و دیگران را ارتقا دهند.

      ارجاع به لغت بی‌عقل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بی‌عقل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بی‌عقل

      لغات نزدیک بی‌عقل

      • - بی‌عفت
      • - بی‌عفتی
      • - بی‌عقل
      • - بی عقل معاش
      • - بی عقلانه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.