آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۴

    ترفند به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / tarfand /

    stratagem, gimmick, ruse, scheme, dodge, stunt, trick, device, artifice, ploy, strategy, gamesmanship, maneuver

    stratagem

    gimmick

    ruse

    scheme

    dodge

    stunt

    trick

    device

    artifice

    ploy

    strategy

    gamesmanship

    maneuver

    حیله، مکر، نیرنگ

    او سعی کرد مرا دستپاچه کند؛ ولی زودتر به ترفند او پی‌ بردم.

    He tried to buffalo me but I soon caught on to his tricks.

    دشمنانش کوشیدند با ترفند او را از کارش برکنار کنند.

    His enemies tried to maneuver him out of his job.

    عامیانه gimmick, wrinkle

    gimmick

    wrinkle

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    مجازی trap

    trap

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد ترفند

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    تزویر چاره حیله دروغ شعبده فریب مکر
    مترادف:
    سخن بیهوده
    مترادف:
    محال

    سوال‌های رایج ترفند

    ترفند به انگلیسی چی می‌شه؟

    ترفند در زبان انگلیسی به trick یا tactic ترجمه می‌شود.

    ترفند به معنای روشی زیرکانه، ابتکاری یا حساب‌شده است که برای رسیدن به یک هدف خاص، معمولاً به‌صورت غیرمستقیم یا هوشمندانه، به کار گرفته می‌شود. این واژه بار معنایی مثبت یا منفی بسته به زمینه‌ی استفاده دارد. در برخی موقعیت‌ها، ترفند می‌تواند نشانه‌ای از خلاقیت و مهارت فرد باشد و در مواردی دیگر، نشان‌دهنده‌ی فریب یا پیچیدگی است. از این واژه در حوزه‌های متنوعی مانند سیاست، تبلیغات، روان‌شناسی، آموزش و حتی زندگی روزمره استفاده می‌شود.

    در زندگی روزمره، ترفندها می‌توانند به‌صورت راهکارهایی برای ساده‌تر کردن کارها ظاهر شوند. مثلاً ترفندهای خانه‌داری یا «life hacks» در فضای مجازی بسیار رایج‌اند؛ مثل استفاده از گیره لباس برای نگه داشتن سیم هدفون. این نوع ترفندها اغلب بدون هزینه یا با وسایل ساده انجام می‌گیرند و هدف آن‌ها افزایش کارایی یا صرفه‌جویی در وقت و انرژی است.

    در حوزه‌ی سیاست یا روابط انسانی، ترفند ممکن است جنبه‌ای فریبنده یا تاکتیکی داشته باشد. مثلاً وقتی سیاست‌مداری از یک ترفند تبلیغاتی برای جلب افکار عمومی استفاده می‌کند، هدف او ایجاد تأثیر روانی بر مخاطب است بدون آن‌که الزاماً حقیقت را بگوید. در این کاربرد، ترفند به نوعی بازی با ذهن مخاطب تعبیر می‌شود.

    در آموزش و یادگیری نیز ترفندها کاربرد دارند. معلمان و اساتید گاهی از ترفندهای ذهنی برای کمک به حفظ بهتر اطلاعات توسط دانش‌آموزان استفاده می‌کنند، مانند تداعی‌سازی یا استفاده از الگوهای ساده برای یادگیری مفاهیم پیچیده. این ترفندها باعث می‌شوند فرآیند یادگیری مؤثرتر و لذت‌بخش‌تر شود.

    ترفند همیشه وابسته به نیت و کاربرد آن است. ترفندی که از آن برای کمک، آموزش یا حل مسئله استفاده شود، سازنده و مفید است؛ اما اگر برای فریب یا سو‌ءاستفاده از دیگران به کار رود، بار منفی خواهد داشت. درک زمینه‌ی کاربرد ترفند نقشی اساسی در قضاوت درباره‌ی آن دارد.

    ارجاع به لغت ترفند

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ترفند» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ترفند

    لغات نزدیک ترفند

    • - ترغیب کردن
    • - ترغیب کننده
    • - ترفند
    • - ترفند آمیز
    • - ترفند به کار بردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.