ridicule, mockery, mocking, gibe, smirk, sarcasm, jeer, flippancy, scoff, derision
ridicule
mockery
mocking
gibe
smirk
sarcasm
jeer
flippancy
scoff
derision
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او نمیتوانست تمسخر آنها دربارهی دماغ بزرگش را تحمل کند.
He could not stand their ridicule concerning his large nose.
به نظر میرسید که در برابر انتقاد و تمسخر شکستناپذیر است.
He seemed invulnerable to criticism and mockery.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تمسخر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تمسخر