shout, halloo, yell, yelp, holler, outcry hawking, proclamation
shout
halloo
yell
yelp
holler
outcry hawking
proclamation
جارِ پیروزی بهسرعت در سراسر میدان شلوغ گسترش یافت.
The shout of victory spread quickly across the crowded square.
جارِ شادمانهی او از آنسوی دشت به استقبال مسافران آمد.
His cheerful halloo greeted the travelers from across the field.
قدیمی chandelier, candelabrum
chandelier
candelabrum
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
جارِ زرین بهزیبایی در آینهی بزرگ بازتاب مییافت.
The golden chandelier reflected beautifully in the large mirror.
همه به جارِ عتیقهای که بالای میز غذاخوری قرار داشت نگاه کردند.
Everyone looked up at the antique candelabrum above the dining table.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جار