authorized, fair, lawful, legal, permissible, allowable, legitimate
authorized
fair
lawful
legal
permissible
allowable
legitimate
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این سند روا و قانونی است.
The document is authorized and legally binding.
دادن فرصت دوباره به او روا است.
It is fair to give him a second chance.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «روا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/روا