آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴

    سرو به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / sarv /

    گیاه‌شناسی cypress

    cypress

    سرو, cypress
    درخت همیشه سبز

    این سرو از کهن‌ترین درختان بومی اینجاست و قدمت آن به دوره‌ی دایناسورها برمی‌گردد.

    This cypress is the patriarch of native trees, going back to the time of the dinosaurs.

    سرو در باغ به رقص آمده و ...

    Cypress are dancing in the garden and ...

    اسم
    فونتیک فارسی / serv /

    ورزش service, serve

    service

    serve

    پرتاب توپ در بازی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    نوبت سرو زدن کیست؟

    Whose service is it?

    برگرداندن سرو او خیلی دشوار است.

    It is very hard to return his serve.

    اسم
    فونتیک فارسی / serv /

    serve, service

    serve

    service

    دادن خوردنی و نوشیدنی

    سرآشپز یک سرو کامل استیک را تهیه کرد.

    The chef prepared a perfect serve of steak.

    این رستوران سرو عالی‌ای را برای غذا و نوشیدنی ارائه می‌دهد.

    The restaurant offers excellent service for both food and drinks.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد سرو

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    سروبن درخت سرو
    مترادف:
    سرویس

    سوال‌های رایج سرو

    سرو به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «سرو» در زبان انگلیسی به cypress ترجمه می‌شود.

    سرو یک نوع درخت همیشه‌سبز است که در مناطق مختلف جهان، به‌ویژه در نواحی مدیترانه‌ای، رشد می‌کند و به خاطر شکل باریک و بلندش شناخته شده است. این درخت معمولاً دارای برگ‌های سوزنی شکل و چوبی مقاوم و معطر است که کاربردهای متعددی دارد.

    سرو از دیرباز در فرهنگ‌ها و ادبیات بسیاری نماد پایداری، جاودانگی و عزت بوده و به دلیل ظاهر خاصش در باغ‌ها و فضاهای شهری و همچنین در آرامگاه‌ها استفاده می‌شود.

    درخت سرو به دلیل مقاومت در برابر شرایط سخت آب و هوایی، مانند خشکی و باد، و همچنین طول عمر بالا، به‌عنوان نمادی از استقامت و ثبات در نظر گرفته می‌شود. چوب سرو در صنایع نجاری و عطرسازی کاربرد دارد و روغن معطر آن در تهیه عطرها و محصولات آرایشی استفاده می‌شود. همچنین در طب سنتی، عصاره‌های استخراج شده از سرو برای درمان برخی بیماری‌ها و مشکلات پوستی به کار می‌رود.

    در فرهنگ‌های مختلف، سرو با معانی متفاوتی همراه است؛ مثلاً در ادبیات فارسی، سرو نماد زیبایی، وقار و قامت راست است.

    همچنین در بسیاری از باغ‌های تاریخی و معابد، سرو به عنوان عنصری تزئینی و معنوی دیده می‌شود. این درخت نه تنها از لحاظ زیبایی‌شناسی بلکه از نظر فرهنگی و نمادین جایگاهی ویژه در تاریخ و زندگی مردم دارد.

    ارجاع به لغت سرو

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «سرو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سرو

    لغات نزدیک سرو

    • - سرنی
    • - سرنیزه
    • - سرو
    • - سرو آزاد
    • - سرو برنده
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    transgender descent happiness sport ham-fisted aviation scrunchy conducive seat belt look for attentive halt one-track mind a picture paints a thousand words AAS مسابقه‌ی تعادلی ترفندباز تسلیم تصادف تصویرسازی تعلق گرفتن تفاله تفاوت داشتن با تفسیر مشار‌الیه مشفق تقلب تقلب کردن تقوا تلف شدن
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.