امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

شش به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:
ذخیره در لغات برگزیده

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

عدد بعدی پنج

فونتیک فارسی

shesh
اسم
six, sex-, hexa-

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

- ساعت شش بیدار شدم.

- I awoke at six o'clock.

- دو ضرب در سه می‌شود شش

- two times three is six
ریه

فونتیک فارسی

shosh
اسم
کالبدشناسی lung, pulmo-, pneum-

- ظرفیت شش‌ها می‌تواند با ورزش منظم بهبود یابد.

- Lung capacity can be improved with regular exercise.

- پنومنکتومی (شُش‌برداری) یک روش جراحی برای برداشتن شش است.

- Pneumonectomy is a surgical procedure to remove a lung.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد شش

  1. مترادف:
    جگرسفید ریه

ارجاع به لغت شش

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «شش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/شش

لغات نزدیک شش

پیشنهاد بهبود معانی