crushed, mashed, squashy, spread out
crushed
mashed
squashy
spread out
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وقتی مجبور شدم اضافه کاری کنم، برنامههای من برای آخرهفته کاملاً شیت شد.
My plans for the weekend got completely mashed when I had to work overtime.
تحلیل پزشکی قانونی نشان داد که مادهای که در ابتدا سفت تصور میشد، تحتفشار متمرکز بهطور شگفتآوریی شلوشیت بود.
The forensic analysis revealed that the material, initially thought to be rigid, was surprisingly squashy under concentrated pressure.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شیت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شیت