فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Jauntily

ˈdʒɑːnt̬li ˈdʒɔːntli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb
    از روی خوشحالی، با خوشحالی، از روی سرزندگی، از روی جلوه‌گری، از روی خودنمایی
    • - He entered jauntily.
    • - با خوشحالی وارد شد.
    • - His hat sat jauntily on his full brown hair
    • - کلاهش روی موهای قهوه‌ای‌ رنگش، جلوه‌گری و خودنمایی می‌کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد jauntily

  1. adverb buoyantly
    Synonyms: gaily, briskly, cheerfully, happily

ارجاع به لغت jauntily

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «jauntily» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/jauntily

لغات نزدیک jauntily

پیشنهاد بهبود معانی