آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مهر ۱۴۰۴

      Briskly

      ˈbrɪskli ˈbrɪskli

      معنی briskly | جمله با briskly

      adverb

      به‌سرعت، به تندی، با جدیت، مشتاقانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      Diet books have been selling briskly for decades.

      چندین دهه است که کتاب‌های مربوط به رژیم غذایی به‌سرعت به فروش رسیده‌اند.

      She walked briskly.

      او به‌تندی گام برداشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد briskly

      1. adverb energetically
        Synonyms:
        quickly rapidly promptly vigorously enthusiastically in a lively manner nimbly brusquely
        Antonyms:
        slowly sluggishly listlessly

      لغات هم‌خانواده briskly

      adjective
      brisk
      adverb
      briskly

      سوال‌های رایج briskly

      معنی briskly به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی “briskly” در زبان فارسی به «با شتاب، به‌سرعت و به‌تندی» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف انجام کاری با سرعت، انرژی و کارآمدی به کار می‌رود و نشان‌دهنده حرکت یا رفتار پرانرژی و پویا است.

      Briskly معمولاً در متون ادبی، توصیفی و حتی گفتار روزمره برای ایجاد حس حرکت سریع و مؤثر استفاده می‌شود. وقتی گفته می‌شود «او به‌طور briskly حرکت کرد»، منظور این است که فرد با سرعت و انگیزه بالا عمل کرده و وقفه یا کندی در عملکردش وجود نداشته است. این واژه به شکل‌گیری تصویری زنده و پویا در ذهن مخاطب کمک می‌کند.

      در محیط‌های کاری و حرفه‌ای، رفتار یا انجام وظایف به صورت briskly نشان‌دهنده کارآمدی و بهره‌وری بالاست. انجام سریع و مؤثر فعالیت‌ها بدون از دست دادن کیفیت، مزیت رقابتی ایجاد می‌کند و به افراد و سازمان‌ها امکان می‌دهد به اهداف خود در زمان کوتاه‌تری دست یابند.

      از نظر رفتاری، کسی که کارها را briskly انجام می‌دهد معمولاً مصمم، پرانرژی و با انگیزه به نظر می‌رسد. این ویژگی نه تنها در انجام وظایف عملی بلکه در تعاملات اجتماعی نیز می‌تواند موثر باشد، زیرا نشان‌دهنده قدرت تصمیم‌گیری و فعالیت فعال فرد است.

      در ادبیات و نوشتار توصیفی، استفاده از briskly کمک می‌کند تا حرکت شخصیت‌ها یا رخدادها به شکل واضح و سریع تصویر شود. نویسنده با به کار بردن این واژه می‌تواند حس سرعت، انرژی و شتاب را در متن منتقل کند، که به جذابیت و پویایی روایت می‌افزاید.

      ارجاع به لغت briskly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «briskly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/briskly

      لغات نزدیک briskly

      • - brisk walk
      • - brisket
      • - briskly
      • - bristle
      • - bristle with
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.