آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴

    قدم به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / ghadam /

    stride, footstep, foot, step, pace, tread, gait

    stride

    footstep

    foot

    step

    pace

    tread

    gait

    گام

    او چند قدم آن‌طرف‌تر ایستاده بود.

    He was standing a few paces away.

    همان‌طور که اسب یورتمه می‌رفت، قوز (کمر) آن با هر قدم به‌آرامی تکان می‌خورد.

    As the horse trotted, its hump swayed gently with each stride.

    اسم
    فونتیک فارسی / ghadam /

    pace, step, stage, notch, place

    pace

    step

    stage

    notch

    place

    مرحله

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    ایثار، اولین قدم در راه تقوا است.

    Abnegation is the first step toward piety.

    هر قدم از فرآیند مهم است.

    Each stage of the process is important.

    اسم
    فونتیک فارسی / ghadam /

    pace, foot, steps, the length covered by one stride

    pace

    foot

    steps

    the length covered by one stride

    واحد مسافت هنگام راه رفتن

    او یک قدم به جلو برداشت تا بهتر ببیند.

    He took a pace forward to see better.

    برای رسیدن به هدفت، قدم‌های کوچک بردار.

    Take small steps to reach your goal.

    اسم
    فونتیک فارسی / ghadam /

    مجازی arrival, stepping in

    arrival

    stepping in

    وارد شدن در جایی

    قدم بهار زندگی تازه‌ای به باغ می‌بخشد.

    The arrival of spring brings new life to the garden.

    قدم او به مهمانی همه را متعجب کرد.

    Her arrival at the party surprised everyone.

    اسم
    فونتیک فارسی / ghedam /

    antiquity, old age, agedness, ancientness, primordiality

    antiquity

    old age

    agedness

    ancientness

    primordiality

    قدمت

    ویرانه‌ها گواهی بر قدم هستند.

    The ruins are a testament to antiquity.

    قدم تجربه و دانش را به همراه دارد.

    Old age brings experience and knowledge.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد قدم

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بی آغازی جاودانگی دیرینگی سابقه قدمت
    متضاد:
    ابد حدوث
    مترادف:
    پا خطوه گام

    ارجاع به لغت قدم

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «قدم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قدم

    لغات نزدیک قدم

    • - قدکوتاه
    • - قدگرفتن
    • - قدم
    • - قدم آهسته برداشتن
    • - قدم اشتباهی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.