آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴

      مصیبت به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / mosibat /

      disaster, tragedy, curse, blight, scourge, catastrophe, plague, suffering, cataclysm, woe, affliction, calamity, tragic loss, tribulation

      disaster

      tragedy

      curse

      blight

      scourge

      catastrophe

      plague

      suffering

      cataclysm

      woe

      affliction

      calamity

      tragic loss

      tribulation

      بدبختی، بلا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      تعصب بی‌جا بزرگترین مصیبت جوامع عقب‌افتاده است.

      Intolerance is the greatest curse of backward societies.

      خانواده دچار یک مصیبت دیگر شد.

      The family was struck by another tragedy.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      کمال‌گرایی می‌تواند هم نعمت و هم مصیبت باشد.

      Perfectionism can be both a blessing and a curse.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مصیبت

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آفت بلا حادثه رزیه رنج سختی فاجعه گرفتاری نائبه نکبت
      متضاد:
      خوشی عیش
      مترادف:
      سوگ عزا عزاداری ماتم

      سوال‌های رایج مصیبت

      مصیبت به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مصیبت» در زبان انگلیسی به "calamity"، "disaster" یا "misfortune" ترجمه می‌شود.

      این واژه به رویدادی ناگوار، سنگین و آزاردهنده اشاره دارد که بر زندگی فرد یا جمع اثر منفی می‌گذارد و معمولاً با رنج، دشواری و فشار روحی همراه است. «مصیبت» می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد؛ از یک حادثه ناگهانی گرفته تا دوره‌ای طولانی از مشکلات و سختی‌ها.

      مصیبت در معنای عمومی خود به هر رخداد آزارنده و غیرمنتظره گفته می‌شود که تعادل و آرامش زندگی را مختل می‌کند. این واژه اغلب به لحظاتی اشاره دارد که فرد یا جامعه با چالشی شدید روبه‌رو می‌شود و توانایی‌هایش برای مقابله و بازیابی آزموده می‌شود. شدت مصیبت بسته به نوع حادثه، آثار آن و میزان آمادگی فرد در مواجهه با مشکل متفاوت است، اما در همه موارد بار عاطفی و معنایی سنگینی به همراه دارد.

      در روان‌شناسی، تجربه‌ی مصیبت معمولاً با واکنش‌های عاطفی گسترده همراه است. افرادی که با مصیبت مواجه می‌شوند ممکن است دچار غم، شوک، سردرگمی یا حتی ناتوانی موقت در تصمیم‌گیری شوند. این واکنش‌ها کاملاً طبیعی هستند، زیرا ذهن انسان نیاز دارد برای پردازش اتفاقات سنگین زمانی را صرف کند. توانایی فرد در عبور از مصیبت به عواملی مانند حمایت اجتماعی، شخصیت، تجربه‌های گذشته و مهارت‌های مقابله‌ای او بستگی دارد. گاهی همین چالش‌ها فرصتی برای رشد، تقویت و بازنگری در زندگی فراهم می‌کنند.

      از منظر اجتماعی، مصیبت می‌تواند پیامدهای وسیع‌تری داشته باشد. رخدادهای ناگوار، چه در مقیاس فردی و چه در سطح گسترده‌تر، معمولاً نیازمند حمایت جمعی، همدلی و همکاری هستند. جامعه‌ای که سازوکارهای حمایتی و همبستگی بیشتری دارد، معمولاً بهتر می‌تواند آثار مصیبت‌ها را کاهش دهد و افراد آسیب‌دیده را به مسیر عادی زندگی بازگرداند. در این زمینه، اقدامات انسان‌دوستانه، کمک‌های فوری و همراهی عاطفی نقش مهمی در کاهش آثار روانی و عملی مصیبت دارند.

      در زبان و ادبیات، «مصیبت» غالباً برای توصیف موقعیت‌هایی به کار می‌رود که رنگی از تراژدی، رنج و ناتوانی دارند. نویسندگان از این واژه برای برجسته‌کردن سنگینی یک رخداد و تأکید بر عمق اثر آن استفاده می‌کنند. حضور این واژه در متن، بار احساسی جمله را افزایش می‌دهد و خواننده را با فضای تلخ یا دشوار داستان همراه می‌سازد. در برخی توصیف‌ها، مصیبت نمادی از آزمون، استقامت یا پیچیدگی‌های زندگی است.

      «مصیبت» واژه‌ای است که هم بُعد روحی دارد و هم بُعد عینی. این واژه نشان‌دهنده لحظاتی در زندگی است که فشار، غم یا چالش بیش از حد معمول می‌شود و انسان برای عبور از آن نیازمند صبر، حمایت و زمان است. درک مفهوم مصیبت نه تنها به فهم بهتر شرایط دشوار کمک می‌کند، بلکه به ما یادآوری می‌کند که توانایی انسان در سازگاری و بازیابی چقدر ارزشمند و قابل‌توجه است.

      ارجاع به لغت مصیبت

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مصیبت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مصیبت

      لغات نزدیک مصیبت

      • - مصونیت سیاسی
      • - مصیب
      • - مصیبت
      • - مصیبت آمیز
      • - مصیبت آور
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.