آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

      سختی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / sakhti /

      difficulty, hardship, harshness, toughness, severity, severeness, trial, pinch, vigor, strictness, ruggedness

      difficulty

      hardship

      harshness

      toughness

      severity

      severeness

      trial

      pinch

      vigor

      strictness

      ruggedness

      مشقت، دشواری

      خیلی سختی کشیده‌ایم؛ ولی من آینده را روشن می‌بینم.

      We have suffered much hardship, but I see daylight ahead.

      بچه به سختی نفس می‌کشد.

      The baby breathes with difficulty.

      اسم
      فونتیک فارسی / sakhti /

      hardness, strength, solidity, stiffness, rigidity, rigidness, starkness, tenacity

      hardness

      strength

      solidity

      stiffness

      rigidity

      rigidness

      starkness

      tenacity

      میزان مقاومت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      ساختار حالت جامد الماس‌ها به آن‌ها سختی و درخشندگی بی‌نظیری می‌بخشد.

      The solid-state structure of diamonds gives them their unique hardness and brilliance.

      سختی سنگ‌های آذرین

      the strength of igneous rocks

      اسم
      فونتیک فارسی / sakhti /

      مجازی stinginess, austerity, miserliness, parsimoniousness

      stinginess

      austerity

      miserliness

      parsimoniousness

      بخیلی

      سختی او مانع شد که به دوستان نیازمند کمک کند.

      His stinginess prevented him from helping his friends in need.

      سختی مدیریت باعث کاهش انگیزه‌ی کارکنان شد.

      The miserliness of the management led to low employee morale.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد سختی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آزار اشکال بلا تعب تعسر تندی تنگی ثقل خشونت دشواری رنج زجر زحمت سختی شدت صعوبت صلابت ضراء عذاب عسرت عنت غلظت فشار گرفتاری محکمی محنت مرارت مشقت مصیبت
      متضاد:
      آسانی سستی

      ارجاع به لغت سختی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «سختی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سختی

      لغات نزدیک سختی

      • - سختو
      • - سخته
      • - سختی
      • - سختی دیدن
      • - سختی کشیدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.