آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴

      معلول به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / ma'lool /

      handicapped, crippled, disabled, injured, weak, infirm, invalid, cripple, amputee

      handicapped

      crippled

      disabled

      injured

      weak

      infirm

      invalid

      cripple

      amputee

      علیل

      او فرانسه را یک معلول اقتصادی نامید.

      He called France an economic invalid.

      دو معلول که در راستای خیابان تندتند می‌لنگیدند.

      Two cripples who were jerking along a street.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / ma'lool /

      قدیمی effect, effected, event, result, caused, consequence

      effect

      effected

      event

      result

      caused

      consequence

      دارای علت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      معلول متضمن علت است.

      An effect presupposes a cause.

      مسائل معلول سرانجام در جلسه مطرح شد.

      The caused issues were finally addressed in the meeting.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد معلول

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اسم
      متضاد:
      تندرست سالم
      مترادف:
      بیمار دردمند علیل

      سوال‌های رایج معلول

      معلول به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «معلول» در زبان انگلیسی به disabled person یا person with a disability ترجمه می‌شود. این کلمه به فردی اشاره دارد که به دلیل ناتوانی‌های جسمی، ذهنی، حسی یا روانی در انجام برخی فعالیت‌ها یا کارهای روزمره محدودیت دارد. معلولیت می‌تواند مادرزادی باشد یا بر اثر حادثه، بیماری یا کهولت سن به وجود آید.

      معلول بودن به معنای ناتوانی مطلق نیست؛ بلکه دامنه‌ای از محدودیت‌ها را شامل می‌شود که ممکن است فرد را در انجام برخی امور، مانند حرکت، دیدن، شنیدن، یادگیری یا برقراری ارتباط دچار مشکل کند. در جامعه‌های مختلف نگرش‌ها نسبت به افراد معلول متفاوت است؛ اما امروزه تاکید بر توانمندسازی، دسترسی برابر به امکانات و حقوق برابر برای این افراد افزایش یافته است.

      در قوانین و سیاست‌های اجتماعی، تلاش می‌شود تا محیط‌های شهری، آموزشی و کاری به گونه‌ای طراحی شوند که افراد معلول بتوانند با کمترین محدودیت ممکن در جامعه شرکت کنند.

      فرهنگ‌سازی و افزایش آگاهی درباره معلولیت‌ها باعث کاهش تبعیض و پیش‌داوری‌ها شده است. علاوه بر این، فناوری‌های کمکی مانند ویلچرهای پیشرفته، دستگاه‌های کمک شنوایی و نرم‌افزارهای خاص نیز به بهبود کیفیت زندگی معلولان کمک می‌کنند.

      در ایران، سازمان‌ها و نهادهای متعددی در زمینه حمایت از افراد معلول فعالیت دارند و در سال‌های اخیر قوانین حمایت از حقوق این گروه بهبود یافته است.

      ارجاع به لغت معلول

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «معلول» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/معلول

      لغات نزدیک معلول

      • - معلمی
      • - معلمی کردن
      • - معلول
      • - معلول کردن
      • - معلولیت
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.