آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

ناب به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / naab /

pure, unmingled, unalloyed, genuine, unadulterated, original, uncontaminated, authentic

pure

unmingled

unalloyed

genuine

unadulterated

original

uncontaminated

authentic

خالص

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

اسلام ناب محمدی

pure Mohamedan Islam

عشق ناب او به موسیقی در هر اجرا آشکار بود.

His unmingled passion for music was evident in every performance.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

این الماس ناب میلیون‌ها دلار ارزش داشت.

The simon-pure diamond was worth millions of dollars.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد ناب

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

متضاد:

ارجاع به لغت ناب

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ناب» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ناب

لغات نزدیک ناب

پیشنهاد بهبود معانی