آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

    نخ به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / nakh /

    thread, string, yard, cord, chord, fibre, cordage, filament, filum

    thread

    string

    yard

    cord

    chord

    fibre

    cordage

    filament

    filum

    تار

    طناب از نخ محکم‌تر است.

    A rope is stronger than a thread.

    لطفاً مهره‌های رنگارنگ را به نخ بکشید.

    Please string the colorful beads.

    اسم
    فونتیک فارسی / nakh /

    unit for counting cigarettes

    unit for counting cigarettes

    یکان شمارش سیگار

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    می‌توانم یک نخ سیگار بگیرم؟ بسته‌ام را در خانه جا گذاشتم.

    Can I borrow a fag? I forgot my pack at home.

    دو نخ سیگار

    two cigarettes

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد نخ

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بند تار رشته ریسمان

    سوال‌های رایج نخ

    نخ به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «نخ» در زبان انگلیسی به thread ترجمه می‌شود.

    نخ رشته‌ای باریک، بلند و انعطاف‌پذیر است که از به‌هم‌پیچیدن الیاف طبیعی یا مصنوعی ساخته می‌شود و برای دوخت‌ودوز، گلدوزی، بافندگی و کارهای صنعتی به کار می‌رود. نخ‌های اولیه از منابع طبیعی مانند پنبه، کتان، پشم یا ابریشم تولید می‌شدند، اما امروزه نخ‌های مصنوعی از جنس پلی‌استر، نایلون یا ریون نیز بسیار رایج‌اند. بسته به نوع کاربرد، نخ‌ها در ضخامت‌ها، رنگ‌ها و مقاومت‌های گوناگونی تولید می‌شوند.

    در خیاطی و تولید پوشاک، نخ از عناصر اساسی به‌شمار می‌رود؛ پیوند‌دهنده‌ای ظریف اما قدرتمند که قطعات پارچه را به‌هم متصل می‌کند. انتخاب نخ مناسب برای هر نوع پارچه یا پروژه‌ی دوخت، اهمیت بالایی دارد؛ زیرا نخ نامناسب ممکن است باعث کشیدگی، پارگی یا شکل‌گیری نامنظم دوخت شود. در عین حال، نخ در گلدوزی و صنایع دستی نقشی زینتی نیز ایفا می‌کند و با ترکیب رنگ‌ها و بافت‌ها می‌تواند به خلق آثار هنری ظریفی منجر شود.

    در صنایع سنگین‌تر نیز نخ‌های تخصصی وجود دارند، مانند نخ‌های مقاوم در برابر حرارت، نخ‌های ضدآب یا نخ‌های فلزی که در صنایع خودروسازی، پزشکی، نظامی یا حتی هوافضا استفاده می‌شوند. در پزشکی، نخ‌های بخیه برای بستن زخم‌ها و جراحی‌ها کاربرد دارند و در برخی موارد پس از مدتی جذب بدن می‌شوند. همچنین در فناوری‌های نوین، نخ‌هایی با قابلیت هدایت الکتریسیته یا انتقال داده نیز تولید شده‌اند که در طراحی پارچه‌های هوشمند به کار می‌روند.

    از دیدگاه نمادین، نخ در فرهنگ‌ها و ادبیات مختلف استعاره‌ای از پیوند، دوام، و مسیر زندگی است. گاه از آن به‌عنوان نمادی از سرنوشت یاد می‌شود، مانند افسانه‌هایی که در آن‌ها "الهه‌ی سرنوشت" نخ زندگی انسان‌ها را می‌ریسد. حتی در زبان‌های مدرن، واژه‌ی "thread" در فضای دیجیتال نیز معنا یافته و برای زنجیره‌ای از پیام‌ها یا گفتگوها در شبکه‌های اجتماعی یا انجمن‌های اینترنتی به کار می‌رود؛ گویی همچنان نخ، پنهان یا آشکار، ما را به یکدیگر متصل نگه می‌دارد.

    ارجاع به لغت نخ

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «نخ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نخ

    لغات نزدیک نخ

    • - نحیف شدن بافت و اندام
    • - نحیف کردن
    • - نخ
    • - نخ آمیخته
    • - نخ ابریشم
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.