آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۴

      پدربزرگ به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / pedarbozorg /

      grandfather, grandparent, granddad, granddaddy, grandpa

      grandfather

      grandparent

      granddad

      granddaddy

      grandpa

      پدر والدین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      پدربزرگ مادری من دیوید نام داشت.

      My maternal grandfather was named David.

      پدربزرگ من کهنه‌سرباز است و در جنگ جهانی دوم خدمت کرده است.

      My grandfather is a vet and he served in World War II.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج پدربزرگ

      پدربزرگ به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «پدربزرگ» در انگلیسی grandfather ترجمه می‌شود.

      پدربزرگ به پدر والدین یک فرد اطلاق می‌شود و در واقع به عنوان بزرگ‌ترین فرد در خانواده از نسل پدر یا مادر شناخته می‌شود. پدربزرگ‌ها معمولاً نقش مهمی در زندگی خانوادگی دارند و می‌توانند به عنوان مشاور، مربی، و یا همراهی برای نوه‌ها عمل کنند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، پدربزرگ‌ها به دلیل تجربیات زندگی‌شان، ویژگی‌های خاصی از جمله حکمت، صبر و محبت را به نسل‌های بعدی انتقال می‌دهند.

      پدربزرگ‌ها علاوه بر اینکه در تربیت نوه‌ها نقش دارند، در بسیاری از جوامع به عنوان نماد تاریخ و فرهنگ خانواده شناخته می‌شوند. بسیاری از خانواده‌ها از تجارب پدربزرگ‌ها بهره‌برداری کرده و خاطرات و قصه‌های نسل‌های گذشته را از آن‌ها می‌شنوند. این ارتباطات می‌تواند روابط عاطفی و فرهنگی عمیقی بین نسل‌ها ایجاد کند.

      در برخی فرهنگ‌ها، پدربزرگ‌ها به دلیل مقام ارشد بودن، مورد احترام ویژه‌ای قرار می‌گیرند و در مراسم و جشن‌های خانوادگی، حضور آن‌ها نماد اتحاد و پیوند نسل‌ها است. در جوامع مختلف، وظایف و نقش‌های پدربزرگ‌ها ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد، اما در اکثر موارد، حضور پدربزرگ‌ها در زندگی نوه‌ها همواره موجب تحکیم روابط خانوادگی و ایجاد حس امنیت و محبت می‌شود.

      ارجاع به لغت پدربزرگ

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پدربزرگ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پدربزرگ

      لغات نزدیک پدربزرگ

      • - پدران
      • - پدرانه
      • - پدربزرگ
      • - پدرخوانده
      • - پدرسوخته
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.