جامعهشناسی سیاست communism
communism
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هر دوی ما نسبت به کمونیسم احساس بیزاری مشترک داشتیم.
We both shared a common antipathy to communism.
هواداری او از کمونیسم برایش گران تمام شد.
His espousal of communism cost him dearly.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کمونیسم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کمونیسم