caparison
caparison
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کیجم اسب قبلاز وارد شدن به اصطبل از آن جدا شد.
The horse’s caparison was removed before the horse was taken into the stable.
کیجم شوالیه در نور خورشید در طول مراسم میدرخشید.
The knight’s caparison gleamed in the sunlight during the parade.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کیجم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کیجم