آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

      Amber

      ˈæmbər ˈæmbə

      شکل جمع:

      ambers

      صفت تفضیلی:

      more amber

      صفت عالی:

      most amber

      معنی amber | جمله با amber

      noun uncountable

      کهربا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Amber has been used for thousands of years in jewelry making.

      کهربا هزاران سال است که در ساخت جواهرات استفاده می‌شود.

      The necklace is made of polished amber beads.

      گردنبند از مهره‌های صیقلی کهربا ساخته شده است.

      noun uncountable

      رنگ کهربایی (زرد مایل به قهوه‌ای)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The sunset painted the sky in beautiful amber hues.

      غروب خورشید، آسمان را با رنگ‌های زیبای کهربایی نقاشی کرد.

      The amber leaves of autumn cover the forest floor.

      برگ‌های کهربایی پاییزی کف جنگل را پوشانده‌اند.

      noun uncountable

      انگلیسی بریتانیایی راهنمایی و رانندگی چراغ زرد

      در انگلیسی آمریکایی از yellow استفاده می‌شود.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      The traffic lights in the square constantly switched from red to amber, then green.

      چراغ‌های راهنمایی میدان مرتباً از قرمز به زرد و سپس به سبز تبدیل می‌شدند.

      The amber light warns drivers to prepare to stop.

      چراغ زرد به رانندگان هشدار می‌دهد که برای توقف آماده شوند.

      adjective

      کهربایی، زرد

      She wore an amber dress that shimmered in the sunlight.

      او پیراهنی به رنگ کهربایی پوشیده بود که زیر نور خورشید می‌درخشید.

      The sunset filled the sky with amber hues.

      غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های کهربایی پر کرد.

      adjective

      کهربایی (جنس)

      He bought an amber bracelet as a souvenir.

      او دستبندی کهربایی را به‌عنوان یادگاری خرید.

      Amber earrings are popular for their warm color and unique texture.

      گوشواره‌های کهربایی به‌خاطر رنگ گرم و بافت منحصربه‌فردشان محبوب هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد amber

      1. noun, adjective gold-colored
        Synonyms:
        golden yellowish tan brown

      سوال‌های رایج amber

      شکل جمع amber چی میشه؟

      شکل جمع amber در زبان انگلیسی ambers است.

      صفت تفضیلی amber چی میشه؟

      صفت تفضیلی amber در زبان انگلیسی more amber است.

      صفت عالی amber چی میشه؟

      صفت عالی amber در زبان انگلیسی most amber است.

      ارجاع به لغت amber

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «amber» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/amber

      لغات نزدیک amber

      • - ambassadorship
      • - ambassadress
      • - amber
      • - ambergris
      • - amberjack
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.