فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Assassination

əˌsæsəˈneɪʃn əˌsæsəˈneɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    assassinations

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun C1
    ترور (قتل با حمله‌ی ناگهانی یا پنهانی اغلب به دلایل سیاسی)
    • - The assassination of the president shocked the nation and plunged the country into mourning.
    • - ترور رئیس‌جمهور ملت را شوکه کرد و کشور را در ماتم فرو برد.
    • - The conspiracy to carry out the assassination was carefully planned and executed.
    • - توطئه برای انجام این ترور با دقت طراحی و اجرا شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد assassination

  1. noun An attack intended to ruin someone's reputation
    Synonyms: killing, shooting, character assassination, slaying, blackwash

ارجاع به لغت assassination

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «assassination» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/assassination

لغات نزدیک assassination

پیشنهاد بهبود معانی