به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Assassinate

əˈsæsəneɪt əˈsæsəneɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    assassinated
  • شکل سوم:

    assassinated
  • سوم شخص مفرد:

    assassinates
  • وجه وصفی حال:

    assassinating

معنی و نمونه‌جمله

  • verb - transitive
    کشتن، به قتل رساندن، ترور کردن
    • - the man who assassinated Nasseredin Shah
    • - مردی که ناصرالدین شاه را به قتل رساند
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد assassinate

  1. verb murder prominent or important person
    Synonyms: bump off, do in, eliminate, execute, gun down, hit, kill, knock off, liquidate, slaughter, slay

Collocations

Idioms

ارجاع به لغت assassinate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «assassinate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/assassinate

لغات نزدیک assassinate

پیشنهاد بهبود معانی