با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Beater

ˈbiːt̬ər ˈbiːtə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    beaters

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    کتک‌زننده، زننده، طبال
    • - an eggbeater
    • - (دستگاه) تخم‌مرغ‌زنی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد beater

  1. noun
    Synonyms: mixer, whipper, eggbeater, electric beater, blender, whisk, churn, jacker, shikari

ارجاع به لغت beater

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «beater» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/beater

لغات نزدیک beater

پیشنهاد بهبود معانی