به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Brush Up On

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • phrasal verb C1
    (تجدید یادگیری مطالبی که بخشی از آن‌ها ممکن است فراموش شده باشد) مرور کردن
    • - I must brush up on my Latin.
    • - باید زبان لاتین را مرور کنم.
    • - You should brush up on your French before you go to Paris.
    • - بهتر است قبل از رفتن به پاریس، زبان فرانسه را مرور کنی.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد brush up on

  1. verb refresh the memory
    Synonyms: bone up, brush up, cram, polish up, read up, review, study

ارجاع به لغت brush up on

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «brush up on» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/brush-up-on

لغات نزدیک brush up on

پیشنهاد بهبود معانی