Chariness

American: ˈtʃeriːnɪs British: ˈtʃeərɪnɪs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
احتیاط، امساک (رجوع شود به: chary)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد chariness

  1. noun careful forethought to avoid harm or risk
    Synonyms:
    care caution carefulness precaution wariness calculation gingerliness
    Antonyms:
    unwariness

ارجاع به لغت chariness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «chariness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/chariness

لغات نزدیک chariness

پیشنهاد بهبود معانی