کالاییسازی، کالاشدگی، کالاپنداری، کالاانگاری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The commodification of water has raised serious ethical concerns.
کالاییسازی آب نگرانیهای اخلاقی جدی ایجاد کرده است.
Artists protested against the commodification of their work by large corporations.
هنرمندان در برابر کالاپنداری آثارشان توسط شرکتهای بزرگ اعتراض کردند.
Tourism's commodification of local culture can erode traditional practices.
کالاییسازی فرهنگ محلی توسط گردشگری میتواند سنتهای محلی را تضعیف کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «commodification» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/commodification