گذشتهی ساده:
commodifiedشکل سوم:
commodifiedسومشخص مفرد:
commodifiesوجه وصفی حال:
commodifyingکالایی کردن، کالاسازی کردن، کالا تلقی کردن، تبدیل به کالا کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many critics argue that modern culture tends to commodify art.
بسیاری از منتقدان استدلال میکنند که فرهنگ مدرن تمایل دارد که هنر را کالایی کند.
When you commodify nature, you risk damaging ecosystems.
وقتی طبیعت را کالایی میکنید، خطر آسیب رساندن به اکوسیستمها وجود دارد.
The company commodified the traditional craft to sell it internationally.
شرکت صنعت دستی سنتی را کالاسازی کرد تا آن را بهصورت بینالمللی بفروشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «commodify» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/commodify