آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Cringing

      گذشته‌ی ساده:

      cringed

      شکل سوم:

      cringed

      سوم‌شخص مفرد:

      cringes

      معنی cringing | جمله با cringing

      adjective

      به عقب‌رفته، عقب‌کشیده (به دلیل ترس و واهمه و احتیاط)

      He lugged his carry-on bag and computer case past cringing passengers wary of being hit.

      او کیف دستی و کیس رایانه‌اش را از کنار مسافرانی که با احتیاط به عقب رفته بودند، عبور داد.

      The cringing driver was survived after the accident.

      راننده‌ای که از ترس به عقب رفته بود، بعد از تصادف زنده ماند.

      adjective

      کاملاً مطیع، نوکرمآب، فرمان‌بردار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      We are surrounded by cringing yes-men and sycophants.

      افراد چاپلوس و بله‌گوی نوکرمآب، ما را احاطه کرده‌اند.

      a cringing puppy

      توله‌سگی کاملاً مطیع

      adjective

      خجالت‌زده

      I sometimes find myself cringing at things Trump says, wishing he would behave more like a typical politician.

      گاهی‌اوقات از چیزهایی که ترامپ می‌گوید خجالت‌زده می‌شوم و آرزو می‌کنم که او بیشتر شبیه یک سیاستمدار عادی رفتار می‌کرد.

      a cringing thief

      دزد خجالت‌زده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cringing

      1. adjective servile
        Synonyms:
        submissive obsequious crouching cowardly

      سوال‌های رایج cringing

      گذشته‌ی ساده cringing چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cringing در زبان انگلیسی cringed است.

      شکل سوم cringing چی میشه؟

      شکل سوم cringing در زبان انگلیسی cringed است.

      سوم‌شخص مفرد cringing چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cringing در زبان انگلیسی cringes است.

      ارجاع به لغت cringing

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cringing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cringing

      لغات نزدیک cringing

      • - crimson clover
      • - cringe
      • - cringing
      • - cringle
      • - crinite
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.