فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Damsel

ˈdæmzl ˈdæmzl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    damsels

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    دوشیزه، خدمتکار
    • - a damsel in distress
    • - دوشیزه‌ی دچار فلاکت
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد damsel

  1. noun maiden
    Synonyms: colleen, lady, lass, lassie, miss, virgin, woman, young girl, young woman

ارجاع به لغت damsel

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «damsel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/damsel

لغات نزدیک damsel

پیشنهاد بهبود معانی