آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Def

      def def

      صفت تفضیلی:

      deffer

      صفت عالی:

      deffest

      توضیحات:

      def در معنای دوم مخفف لغت defendant است.

      def در معنای سوم مخفف لغت defense است.

      def در معنای چهارم مخفف لغت deferred است.

      def در معنای پنجم مخفف لغت defined است.

      def در معنای ششم مخفف لغت definition است.

      معنی def | جمله با def

      adjective slang

      خیلی خوب، عالی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      This pizza is def.

      این پیتزا خیلی خوبه.

      The party last night was def.

      مهمونی دیشب عالی بود.

      adjective

      خوانده، مدعی‌علیه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The def was found guilty.

      خوانده مجرم شناخته شد.

      The def's family showed support during the trial.

      خانواده‌ی مدعی‌علیه در طول دادگاه حمایت خود را نشان دادند.

      abbreviation

      دفاع

      The team's def has been the key to their success this season.

      دفاع این تیم کلید موفقیت آن‌ها در این فصل بوده است.

      The coach praised the players for their strong def during the game.

      مربی از بازیکنان به دلیل دفاع قوی در طول بازی تمجید کرد.

      abbreviation

      معوق، به‌تأخیرافتاده‌

      The def payment was scheduled for next month.

      پرداخت معوق برای ماه آتی برنامه‌ریزی شده بود.

      The def shipment of goods will arrive in two weeks.

      ارسال به‌تأخیرافتاده‌ی کالا تا دو هفته‌ی دیگر می‌رسد.

      abbreviation

      معین، مشخص، تعریف‌شده، تعیین‌شده

      The artist's def style is recognizable in all of his paintings.

      سبک معین این هنرمند در تمام نقاشی‌های او قابل تشخیص است.

      The def rules of the game were explained to the participants before the competition.

      قوانین تعریف‌شده‌ی بازی قبل از مسابقه برای شرکت‌کنندگان توضیح داده شد.

      abbreviation

      معنی، تعریف

      Can you provide the def of this scientific term for me?

      آیا می‌توانید معنی این اصطلاح علمی را برای من ارائه دهید؟

      The def of success can differ depending on one's goals and values.

      تعریف موفقیت بسته به اهداف و ارزش‌های فرد می‌تواند متفاوت باشد.

      adverb slang

      قطعاً

      I def want to go to the concert with you.

      قطعاً می‌خوام باهات برم کنسرت.

      We should def grab some pizza for dinner.

      قطعاً برای شام باید پیتزا بخوریم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج def

      صفت تفضیلی def چی میشه؟

      صفت تفضیلی def در زبان انگلیسی deffer است.

      صفت عالی def چی میشه؟

      صفت عالی def در زبان انگلیسی deffest است.

      ارجاع به لغت def

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «def» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/def

      لغات نزدیک def

      • - deeryard
      • - DEET
      • - def
      • - deface
      • - defacement
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.