آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۴

    Diocesan

    daˈjɑːsəsn̩ daɪˈɒsɪsn̩

    معنی diocesan | جمله با diocesan

    adjective

    وابسته به قلمرو اسقف، جزو حوزه اسقفی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    A diocesan priest visited the village to conduct a special service.

    کشیش حوزه‌ی اسقفی برای برگزاری مراسم مخصوص از روستا دیدن کرد.

    The diocesan spokesman clarified the church’s position on the recent controversy.

    سخنگوی اسقفی، موضع کلیسا را درباره‌ی جنجال اخیر روشن کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج diocesan

    معنی diocesan به فارسی چی می‌شه؟

    واژه‌ی diocesan در زبان انگلیسی به وابسته به قلمرو اسقف، جزو حوزه اسقفی ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی diocesan صفتی است که به هر چیزی مربوط به «diocese» اشاره دارد؛ یعنی قلمرو یا حوزه‌ای که تحت نظارت و مدیریت یک اسقف قرار دارد. در ساختار کلی کلیساهای مسیحی، به ویژه کلیسای کاتولیک، ارتدوکس و برخی شاخه‌های پروتستان، تقسیمات جغرافیایی و اداری به صورت dioceses تعریف شده است که هر یک زیر نظر یک اسقف اداره می‌شود. در واقع، هر diocesan بخشی از سازمان کلیسا و نظام رهبری آن است که مسئولیت‌های مذهبی، اداری و اجتماعی در آن منطقه را بر عهده دارد.

    واژه diocesan معمولاً برای اشاره به امور، نهادها، یا افرادی به کار می‌رود که با این حوزه اسقفی در ارتباط هستند. مثلاً می‌توان گفت «diocesan bishop» به معنای اسقف منطقه‌ای است که مسئولیت یک دیوسز خاص را بر عهده دارد یا «diocesan offices» به دفاتر و سازمان‌های مرتبط با اداره آن حوزه اسقفی اشاره دارد. این واژه همچنین می‌تواند در توصیف نهادها یا رویدادهای محلی کلیسا که مختص آن حوزه هستند، به کار رود.

    از لحاظ تاریخی، مفهوم diocesan به ریشه‌های سازماندهی کلیسایی در امپراتوری روم برمی‌گردد که مناطق مختلفی برای مدیریت بهتر امور مذهبی و اداری تقسیم شده بودند. این تقسیم‌بندی به مرور زمان در ساختار کلیسایی تثبیت شد و به یکی از مهم‌ترین اصول سازماندهی کلیسا تبدیل گردید. این نظام موجب می‌شود که مسئولیت‌های دینی و اجتماعی در هر منطقه با دقت و هماهنگی بیشتری مدیریت شود و ارتباط میان مراجع بالاتر و جامعه محلی برقرار گردد.

    از نظر کاربرد عملی، مسائل diocesan شامل مدیریت اموال کلیسا، نظارت بر کشیشان و کاهنان در آن منطقه، سازماندهی مراسم دینی، آموزش مذهبی و همچنین رسیدگی به امور خیریه و خدمات اجتماعی می‌شود. این حوزه‌ها معمولاً دارای ساختارهای خاصی مانند شوراهای دیوسزی، کمیته‌ها و دفاتر اجرایی هستند که هر کدام بخشی از وظایف کلیسا را به عهده دارند و زیر نظر اسقف اداره می‌شوند.

    واژه diocesan نه تنها معنای جغرافیایی دارد بلکه نشان‌دهنده‌ی یک سطح سازمانی و ساختاری در کلیسا است که ارتباط مستقیم با رهبری دینی و اداره جامعه مذهبی در یک منطقه خاص دارد. شناخت دقیق این واژه و کاربردهای آن می‌تواند به درک بهتر ساختارهای کلیسایی و نحوه عملکرد آن‌ها کمک کند، به ویژه در مباحث تاریخی، مذهبی و فرهنگی که به کلیسا و فعالیت‌هایش مربوط می‌شود.

    ارجاع به لغت diocesan

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «diocesan» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/diocesan

    لغات نزدیک diocesan

    • - dinothere
    • - dint
    • - diocesan
    • - diocese
    • - diode
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.