آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

      Diocesan

      daˈjɑːsəsn̩ daɪˈɒsɪsn̩

      شکل جمع:

      diocesans

      معنی diocesan | جمله با diocesan

      adjective C1

      دین مربوط به اسقف‌نشین، وابسته به قلمروی اسقف، جزو حوزه‌ی اسقفی

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The study investigates the historical evolution of diocesan structures in medieval Europe and their socio-political impact.

      این مطالعه به بررسی تکامل تاریخی ساختارهای اسقفی در اروپای قرون‌وسطی و تأثیرات اجتماعی-سیاسی آن‌ها می‌پردازد.

      A diocesan priest visited the village to conduct a special service.

      کشیش حوزه‌ی اسقفی برای برگزاری مراسم مخصوص از روستا دیدن کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The diocesan spokesman clarified the church’s position on the recent controversy.

      سخنگوی اسقفی، موضع کلیسا را درباره‌ی جنجال اخیر روشن کرد.

      The diocesan council met last week to discuss funding for local church repairs.

      شورای اسقفی هفته‌ی گذشته برای بحث در مورد تأمین بودجه‌ی تعمیرات کلیساهای محلی تشکیل جلسه داد.

      noun countable

      دین اسقف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The proposed changes to the church's governance structure require formal ratification by the diocesan.

      تغییرات پیشنهادی در ساختار حکومتی کلیسا نیازمند تصویب رسمی توسط اسقف است.

      The diocesan approved the new building plans for the church rectory.

      اسقف طرح‌های ساختمانی جدید برای خانه‌ی کشیش را تأیید کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      According to the passage, the authority of the diocesan extended beyond spiritual matters to include significant judicial and administrative responsibilities within their designated territory.

      براساس متن، اختیارات اسقف فراتر از مسائل معنوی بود و شامل مسئولیت‌های قضایی و اداری مهمی در قلمروی تعیین‌شده‌اش می‌شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج diocesan

      معنی diocesan به فارسی چی می‌شه؟

      واژه‌ی diocesan در زبان انگلیسی به وابسته به قلمرو اسقف، جزو حوزه اسقفی ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی diocesan صفتی است که به هر چیزی مربوط به «diocese» اشاره دارد؛ یعنی قلمرو یا حوزه‌ای که تحت نظارت و مدیریت یک اسقف قرار دارد. در ساختار کلی کلیساهای مسیحی، به ویژه کلیسای کاتولیک، ارتدوکس و برخی شاخه‌های پروتستان، تقسیمات جغرافیایی و اداری به صورت dioceses تعریف شده است که هر یک زیر نظر یک اسقف اداره می‌شود. در واقع، هر diocesan بخشی از سازمان کلیسا و نظام رهبری آن است که مسئولیت‌های مذهبی، اداری و اجتماعی در آن منطقه را بر عهده دارد.

      واژه diocesan معمولاً برای اشاره به امور، نهادها، یا افرادی به کار می‌رود که با این حوزه اسقفی در ارتباط هستند. مثلاً می‌توان گفت «diocesan bishop» به معنای اسقف منطقه‌ای است که مسئولیت یک دیوسز خاص را بر عهده دارد یا «diocesan offices» به دفاتر و سازمان‌های مرتبط با اداره آن حوزه اسقفی اشاره دارد. این واژه همچنین می‌تواند در توصیف نهادها یا رویدادهای محلی کلیسا که مختص آن حوزه هستند، به کار رود.

      از لحاظ تاریخی، مفهوم diocesan به ریشه‌های سازماندهی کلیسایی در امپراتوری روم برمی‌گردد که مناطق مختلفی برای مدیریت بهتر امور مذهبی و اداری تقسیم شده بودند. این تقسیم‌بندی به مرور زمان در ساختار کلیسایی تثبیت شد و به یکی از مهم‌ترین اصول سازماندهی کلیسا تبدیل گردید. این نظام موجب می‌شود که مسئولیت‌های دینی و اجتماعی در هر منطقه با دقت و هماهنگی بیشتری مدیریت شود و ارتباط میان مراجع بالاتر و جامعه محلی برقرار گردد.

      از نظر کاربرد عملی، مسائل diocesan شامل مدیریت اموال کلیسا، نظارت بر کشیشان و کاهنان در آن منطقه، سازماندهی مراسم دینی، آموزش مذهبی و همچنین رسیدگی به امور خیریه و خدمات اجتماعی می‌شود. این حوزه‌ها معمولاً دارای ساختارهای خاصی مانند شوراهای دیوسزی، کمیته‌ها و دفاتر اجرایی هستند که هر کدام بخشی از وظایف کلیسا را به عهده دارند و زیر نظر اسقف اداره می‌شوند.

      واژه diocesan نه تنها معنای جغرافیایی دارد بلکه نشان‌دهنده‌ی یک سطح سازمانی و ساختاری در کلیسا است که ارتباط مستقیم با رهبری دینی و اداره جامعه مذهبی در یک منطقه خاص دارد. شناخت دقیق این واژه و کاربردهای آن می‌تواند به درک بهتر ساختارهای کلیسایی و نحوه عملکرد آن‌ها کمک کند، به ویژه در مباحث تاریخی، مذهبی و فرهنگی که به کلیسا و فعالیت‌هایش مربوط می‌شود.

      ارجاع به لغت diocesan

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «diocesan» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/diocesan

      لغات نزدیک diocesan

      • - dinothere
      • - dint
      • - diocesan
      • - diocese
      • - diode
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.